خنده های شیرین
فدای خنده های شیرین و زیبایتان گل دخترکانم. وقتی که خسته از همه ی کارهای روزمره میشوم،صدای دلنشین خنده های شماست که توان مضاعفم میدهد برای انجام بقیه ی کارها تا پاسی از شب... وقتی که تمام افکار پریشان و دوست نداشتنی به مغزم هجوم می آورند و باری از غم روی دلم مینشیند،صدای خنده های شیرین شماست که دورم میکند از همه ی غصه هائی که بر سینه ام سنگینی میکند... وقتی شما خوابید و من تنها بیدارم، و انتظار میکشم تا زودتر بیدار شوید و باز هم سراسر خانه را با شیطنتها و خنده های کودکانه تان پر کنید تا باز هم برگردم به لحظه های دور کودکی ام و دست در دست هم ،من عمو زنجیر باف بخوانم و شما با گفتن "بـــــــــــــــــــــــــــَلــــــــــــــــه" جا...






